close
تبلیغات در اینترنت

گپ اعتقادی


درباره سايت درباره سايت
حرفی دوستانه -خاطرات راه آهن را ورق بزنیم
بکوش و دانشی بیاموز و پرتوی افکن/ که فرصتی که تو را داده اند ،بی بدل است/ دل پاکیزه به کردار بد آلوده مکن/ تیرگی خواستن از نورگریزان شدن است ............................... فرصت را از دست ندهیم/ اینک/ اندک فرصتی است برای دانستن/ اندک فرصتی که تو میتوانی مرا دانایی هدیه دهی/ و من نیز تو را/ اندک فرصتی که بیشتر بدانیم/ فرصتی برای زدن تیشه بر ریشه نادانی است/ تیشه بر ریشه تاریکی/ تیشه بر ریشه ناپاکی/ فرصتی برای باهم بودن/ مهربانی و عشق ورزیدن/ زیبا نگریستن و زیبا سرودن/ فرصتی در پیش است اینک/ اندک/ فرصتی برای گذشته هایمان را دیدن/ فرصتی برای اندیشیدن/ فرصتی برای خود را دیدن و ندیدن/ فرصتی برای یک انتخاب/ فرصتی برای یافتن راستیها/ فرصتی برای ... . . . فرصت را از دست ندهیم/ لحظه ای شاد تقدیم تو باد/ نور و روشنایی نیز هم.

موضوعات موضوعات

ایستگاه سرگرمی

جوک

اس ام اس sms

کلیپ

خنده نما

چیستان

ایستگاه پیام

حوادث

ایستگاه ورزش

فوتبال

والیبال

پرورش اندام

ایستگاه اول

ایستگاه قند و پند

شعر

حکایت

معجزه کلام

مشاعره

گوهر سعدی

ایستگاه دانلود

دانلود نرم افزار

دانلود کتاب

ایستگاه اندیشه

آفرینش

ادیان و مذاهب

مقالات اعتقادی

گپ اعتقادی

من و حرفهای مفت

ایستگاه دانش

دانستنیها(اطلاعات عمومی)

روایات و حکایات

ایستگاه عکس

تصاویر راه آهن

تصاویر جالب و دیدنی

ایستگاه راه آهن کاشان

خاطرات

عکس

پیام

ایستگاه عاشقانه

شعر عاشقونه

عکس عاشقونه

SMS عاشقونه

حرفهای عاشقونه

ایستگاه مد

ژورنال لباس


آرشيو آرشيو

مرداد 1396

خرداد 1396

فروردين 1396

بهمن 1395

دی 1395

ارديبهشت 1395

مهر 1394

تير 1394

ارديبهشت 1394

فروردين 1394

خرداد 1393

بهمن 1392

دی 1392

آذر 1392

آبان 1392

مهر 1392

شهريور 1392

مرداد 1392

تير 1392

ارديبهشت 1392

اسفند 1391

بهمن 1391

دی 1391

آذر 1391

آبان 1391

مهر 1391

شهريور 1391

مرداد 1391

تير 1391

خرداد 1391

ارديبهشت 1391

فروردين 1391

اسفند 1390

بهمن 1390

دی 1390

آذر 1390

آبان 1390

مهر 1390

شهريور 1390

مرداد 1390

تير 1390

خرداد 1390

ارديبهشت 1390

خرداد 1390

ارديبهشت 1390

فروردين 1390


نويسندگان نويسندگان

محمدرضا صمدیان (683)

مهدی رازقی (0)

احسان نگارنده (0)

amirkhan (0)

مهدی تاجیک (0)

رسول دانش دوست (65)

فاطمه رازقی (0)

زهرا مشهدی (1)

اینجا جای شما خالیست! (0)

میثم تاجیک (0)

رضا حبیبی (2)

علی کیانمهر (1)

علیرضا صمدیان (1)

جابر مسعودی خوی (0)

مجید سنکیان (0)


جستجوگر پيشرفته سايت





تعصب نه !


 

 

باز هم حرفی دوستانه ،

باز هم حرفی تکراری

حرفی به تو دوست عزیز

تا شاید که همدرد من شوی،

یا شاید راهی برای یکی شدن یافتیم

برای یکدل شدن ، یک رنگ شدن

برای دوری از خودخواهی ، خودبینی و تبعیض و تنفر و جدایی

و  حرف اول و آخر این صفحه  به آنانی که از نفاق و تفرقه بیزارند:

تعصب کارآترین ابزار شیطان (اهریمن یا پلیدان) برای جدایی انسانهاست و احساسات پوچ، پرده ایست که حقیقت(راستی و درستی) را از ما نهان خواهد ساخت.

 

تعصب یا پیش داوری، پافشاری بدون دلیل و غیر قابل اثبات فلسفی یا تجربی را گویند. ریشهٔ تعصب عشق و علاقه کورکورانه به یک عقیده یا شخصی می‌باشد که باعث می‌شود که انسان به راحتی حرف بی‌دلیل یا بدون دلایل کافی را نه تنها بپذیرد بلکه بر روی آن پافشاری هم داشته باشد. نقطه مقابل تعصب تنفر و کینه و ... است که نفرت بی دلیل یا بدون دلایل کافی از عقیده یا شخصی است.

دو نمونه از بارزترین تصمیم گیریهای کورکورانه و متعصبانه که باعث می شوند تا انسانها از تحقیق و حقیقت جویی دور شوند و در نهایت منجر به جدایی گردد :

1- تعصب اعتقادی (دینی ، مذهبی ، مکتبی ، ....)

2- تعصب اجتماعی (نژادی ، ملیتی ، محلی....)


 

 

پس در رابطه با تعصب اعتقادی که اکثر نزاعها و جداییها بر سر آن است ، یادآور می شویم که :

- در دین هیچ اجباری نیست، راه هدایت و ظلمت بر همگان روشن گردیده.

- به ریسمان الهی چنگ بزنید و فرقه فرقه نشوید.

- بهترین راه نزد خدا ، پرهیز از خودخواهیست و تسلیم شدن در برابر آنچه پروردگار می خواهد.

 

 

 

در زندگی ،

خودمان قاضی خودمان باشیم و

 

 

 

 

حق را به حقیقت دهیم نه به آنچه از آن ماست و به ما نسبت دارد

 

 

 

آری،

راستی و درستی را آنسوی تعصب خواهیم یافت.

 

 

 

 

 

بازديد : 186 بار دسته بندي : گپ اعتقادی من و حرفهای مفت نظر دهيد! [ ]


آقای محمدحسین ، اسراییل و اشتباه من!!!!!


ضمن تشکر از  اظهارنظر آقای محمدحسین (در مطلب مربوط به خزها ) لازم دانستم در مورد نظر قبلی خودم توضیحاتی عرض نمایم
من پیش خودم گمان می کردم یه کمی نویسندگی بلدم ولی با توجه به نظر اخیر آقای محمدحسین ،متوجه شدم که هیچ چیز از نویسندگی

نمی دانم و هیچی بلد نیستم. چون در نوشتارم نتوانستم منظور خودم را برای کاربران عزیز وب ایراد کنم و از این بابت از خودم

متأسفم.
 به قول آقای محمد حسین بنده که متوجه نظر ایشان در پست ارسالی مربوط به خزها نشدم و ناخواسته باب اعتقادی دینی باز شد عرض کنم که از

این بابت معذرت می خواهم. البته من هم قصد دخول به چنین مبحثی نداشتم ولی با مرور به نوشتار ناقصم متأسفانه شاید چنین بازتابی

را داشته که عزیزی همچون آقای محمدحسین ، نظر بنده را آمرانه و پدرانه برداشت نمایند که در اینجا بر من واجب شد که اگر چنین پنداشته  

شده است ابتدا از آقای محمدحسین و بعد از کلیه عزیزانی که موجبات انحراف اذهانشان گردیده عذر خواسته و برای رفع شبهه و

روشنگری توضیحاتی بنویسم.
من نه اسراییلی ام ، نه یهودی و نه متعصب بر هر قومیت . اعتقاداتم عاری از هر گونه محدودیت دینی است و سعی می کنم همیشه

منعطف وتسلیم حقیقت و راستی باشم و هیچگاه به دانش خویش تکیه نخواهم کرد وبرای بیشتر دانستن و فرقان از پروردگار خویش

طلب هدایت دارم و در این راستا جهد و کوشش خواهم کرد .

بحث و اظهار نظر در مورد ادیان و نژاد و قومیتها و اعتقادات بیگانگان ،

چیزی نیست که صحبت امروز و دیروز باشد . این مقوله ایست که در سالیان کهن و پیشین نیز موجب تنشها ،ستیزها ، جداییها و

کشتارهایی گردیده است.
وهمواره در این ایام کسانی بوده اند و خواهند بود که از نفاق و جدایی و دشمنی بیزارند و در اندیشه تقریب و وحدت و مهرورزی و

یکدلی باشند.
من اگر از اسراییل دم زدم و آن را توصیف کردم ، هدفی جز این نداشتم که عرض کنم انان نیز به ظاهر و شعار  سنگ معنویت و

دینداری را به سینه می زنند و با ابزار و شعارهای مقدس منافع قوم خویش را خواستارند ،  نه اینکه چون اسمی زیبا را یدک می کشند

پس پاک و مبرا خواهند بود.
نیت من فقط استفاده از ابزار و هر وسیله برای نزدیک شدن و تفاهم است که می توان با تحمل سلایق و عقاید دیگران یک محیط محترم

و مودب ایجاد شود که خود موجبات رقم خوردن یک چارچوب و قانون را رقم خواهد زد. واگر از دین و قومیت خاصی سخن به میان

آمد نه نشان بر تأیید و نه نشان بر رد آن قوم است .
 فرموده آزادمرد تاریخ ، معلم آزادگان ،امام حسین (ع)، مبنی بر اهمیت آزادگی و انسانیت نسبت به دینداری ، همان اشاره به آیات

صریحی از قرآن مبین نظیر لا اکراه فی الدین ...   ، واعتصموا بحبل الله...  ، ان الذین امنوا و هادوا و نصاری....  ، می باشد.
نمی خواهم دوباره وارد اینگونه مباحث شوم ولی چون در نظر مندرج اقای محمد حسین پیرو نظر بنده در مورد دو پیامبر (یعقوب وداوود) سخن به میان آمد مجبورم که عرض کنم از آنجا که پروردگارِ بسیار بخشنده با وجود چنین ارتکاب خطا از این بزرگواران،در نهایت ازآنان  به نیکی یاد می کند، متوجه می شوم که یقیناً آن دو به توابیت و رحمانیت خالق خویش ایمان داشته و از او طلب مغفرت نموده اند که مطمئناً مغفرت آنان مورد تأیید و ترحم پروردگارِ هستی بخش قرار گرفته است که با نیکی از آنان یاد می شود و من نیز مجابم به نیکی از آنان یاد کنم .

حتی من سعی می کنم در زمان خویش هم اگر خطا یا گناهی از کسی در برابر چشمانم نیز سر بزند ، هیچگاه به دیده رد و منحوس بدو ننگرم، بلکه با نیک پنداری به طلب مغفرت او در خلوتگاه بیاندیشم که شاید اگرخداوند تواب و رحیم اورا بخشید، بیهوده از من پلید پنداری باقی نماند.
من به خودم اجازه نمی دهم که خویش را به امت یا پیامبری و بالعکس نسبت دهم و با یدک کشیدن نام آنان و از خود دانستن انان، خودم
را از نافرمانی خداوند بری بدانم چون به آیه شریفه :لاتزرو وازر... واقفم و مطمئنم همانگونه که نوح نتوانست فرزند خویش را از ضلالت و پلیدی و عذاب خداوند رها سازد من نیز با محبت و یدک کشیدن نام دین و مذهبی ، رضایت پرورگار را حاصل نخواهم کرد
اگر به وضعیت کنونی ایران اشاره شد ، این نیست که جایگاه ایران را با دیگر کشورها در تظلم و ستمگری مقایسه کنم بلکه منظورم
این بود که در هرجا حتی با یدک کشیدن نامها و شعارهای دینی می توان ظلم و ستم را مشاهده کرد که هیچگاه نمی توان آن را متوجه حاکمان آن جوامع کرد بلکه به تحقیق ، یقین خواهد شد که این تظلم و ستمگری منشأیی از خود ملت دارد.
                      

-در مورد زندگی توأم با آرامش در دنیا نیز همانگونه که در مطلب «صافکار نمونه شهر» که در همین وب درج شده است ،معتقدم دنیا جای خوشگذرانی و لذت نیست. همانطور که فراعنه با آن همه دارایی وتوانایی، از ترس حفظ جان خویش حتی به فرزندان و خانواده خویش مشکوک و مظنون بودند ،پس مطمئناً نه تنها لذتی از لحظه های خویش نبرده بلکه همیشه ایام را در بیم و هراس به سر برده اند. در مقابل نیز با مرور زندگی مردان خدا هم متوجه می شویم که آنان هم از لحظه های دنیایشان جز مشقت و نامهربانی، لذتی نصیب نگردیده ولی آنچه آن والاترین ها را ازپست ترینها متمایز می نماید نیّات آنان است فراعنه نیتی جز خودخواهی و دنیاطلبی- و انبیا  و

اوصیا هدفی جز بندگی و خشنودی پروردگارشان را نداشته اند که البته این مصایب و ناملایمتی و جهد و کوشش و صبوری برآنان، با یاد خدا به آرامش مبدل می گردد.

الا بذکرالله تطمئن القلوب . منظور من از آرامش این آرامش است.

با توجه به اینکه در سطر فوق صحبت جهد شد و این موضوع نیز در فرمایشات آقای محمد حسین البته بانام جهاد ایراد شد ، لازم دانستم که از تبلیغات خصمانه و مغرضانه حکومتهای غربی در مورد جهاد در اسلام که سعی بر آن دارند این فریضه را همردیف جنگ و ستیز و ترور در بین جهانیان منتشر کنند ، مطلبی عرض نمایم؛ جهاد قبل از فرمان جنگ ، به جهد و کوششی یا همان تلاشی  اتلاق می شود که از هرطریق در راستای اجرای فرمان و احکام الهی صورت پذیرد  ، نظیر کوشیدن و سختی کشیدن برای پا گذاشتن بر خودخواهی و غرور ، نظیر تلاش برای احقاق حقیقتی ولو آنکه با بروز آن حقیقت به جایگاه و شخصیت شما آسیب و خسرانی وارد شود. نیک کرداری ونیک گفتاری و کمک به همنوعان حتی در حد از خودگذشتگی و ایثار  و تبلیغ نیکی با وجود داشتن هزینه ها و مصایبش ، صورت می گیرد. جهاد صرفاً به جنگ و ستیز با بیگانگان نیست بلکه سرانجام برخورد  با آنانی است  که آگاهانه برای خداوند متعال شریک و در کفر خویش پایدارند ، می باشد.البته متأسفانه بعضی از به ظاهرمسلمین با کج روی و افراط خویش ، جهاد را فقط به شمشیر و سلاحش می شناسند  که این دیدگاه ،  بیش از پیش اهداف دشمنان متعصب  اسلام را رقم خواهد زد و مانع جذب اذهان عالمیان و سوق به این دین و آیین  می شود . 
       .
و در اخر از اینکه آقای محمد حسین مرا به دوستی نپذیرفتند به حال خودم متأسفم،  امیدوارم لیاقت دوستی با شما گرامی را بدستم آورم

.دوستت دارم

 

 


ضمناً یاددآور می شوم همانطور که مکتب جعفری(که منسوب است به حضرت امام جعفر صادق(ع) )  شعبه ای از شاخه امامیه اثنی عشر در مذهب شیعه است ، وهابیت یا وهابیگری نیز از فرقه حنبلی یکی از فرق چهارگانه مذهب سنی ها یا اهل تسنن نشأت میگیرد .

.به امید روزی که از خصومت و گمراهی حرفی نشنویم ،

  دعاگوی شما هستم

بازديد : 251 بار دسته بندي : ایستگاه پیام ادیان و مذاهب گپ اعتقادی من و حرفهای مفت نظر دهيد! [ ]


شما چی می گین؟


شما چی می گین؟


من و سه تا رفیقام ( مهدی –حسین-علیرضا) لب چهارراه میدون امیر که پاتوق گاه گداری ما بود ولو بودیم و این طرف و اون طرف عابرای پیاده رو دید می زدیم. تخمه میشکوندیمو ...ـس شعر می گفتیم .

از چندمتریمون یه پژو نقره ای که راکبشو می شناختیم بدون اینکه ما رو ببینه ،اومد و رد شد .

حسین با دیدن این صحنه شروع به فحاشی کرد و اون بابا رو به فحش و ناسزا گرفت (البته نه بلند بلند ، طوری که فقط ما میشنیدیم) خلاصه شروع کرد به بد و بیراه گفتن به اون بنده خدا .

مهدی و علیرضا که منتظر همچین سوژه هایی بودن هم کم نیاوردن هفت هشتا فحش دیگه پیوست و ضمیمه دری بریهای حسین کردن و بحثمون شروع شد .

مهدی گفت :

-       کثا...ــا ریـ...ن تو مملکت.!!! ...ــون مردمو اوتوبان کردن!!! با از خداو پیغمبر گفتناشون مردمو دارن می چاپن

 !!!

-       حسین در حالی که چند تا فحش به پدر اون بابا میداد، گفت :

-     

  تا دیرو پِدِرِش سِوار خر میشُدَ حالا بِرِ مَ قیافه میگیرَ . ریدِمو .

-       علی رضا گفت :  به حَرضِت عباس، پارسال موتول گازی سِوار میشُد حالا نَگاش کُ چه شَکلَ . جای نِگوی!!

-        

خلاصه تا هرچی فکرشو بکنی ، یاوه و لیچار بار اون بنده خدای از خدا بیخبر کردن. من هم بدون اینکه با اونا و بد دهنیهاشون مخالفت بکنم رفتار اونارو هم تأیید نکردم .ولی با اون چرت و پرتهایی که با اون لهجه معروف بامزه و بیمزه کاشونی میگفتن، نمی تونستم جلوی خنده هامو بگیرم.

درست بود دل خوشی از اون آدما نداشتم اما ته دلم از رفتار رفیقام بیشتر ناراحت بودم . نه برای بددهنی ها و فحاشیشون. بلکه برای .... چی بگم ! بعداً بهتون می گم برای  چی از دستشون ناراحت شدم ، 

 

من رفیقامو که چه عرض کنم آدمای این جامعه رو خوب می شناسم .

 

یه ده دقیقه یه ربعی گذشت بحث و میزگردمون از اون بنده خدا خارج شد ..رفتیم سر استقلال ، پیروزی و فوتبال کثیف و سیاسی از این حرفا.

حسابی بحثمون گل انداخته بود .

همینجوری که بحث می کردیم یه پژو نقره ای برامون یه بوقی زد و کنار ما ترمز زد . همون بنده خدایی بود که یه ربع پیش خودشو ،پدر مادر و جد و آبادش،  مورد لطف حسین و علیرضا و مهدی قرار گرفته بود ، بود .از ماشین پیاده شد و با چهره خندون همیشگیش اومد پیش ما . زودتر از ما به ما سلام کرد .  اینجوری :

-       سلاآآم و علیکم جمیعاً و رحمت اله .

به به ، به به

جمع بر و بچه های محلمون هم که جَمعه

به به ، به به

با گشاده رویی شروع کرد به تعریف و تمجید کردن ما و بچه های مخلص محل. از ما دعوت کرد که به جمعشون یه سری بزنیم و گفت : بیایید پیش ما و ما از برکاتتون مستفیض شیم .

مهدی گفت :

-       حاج آقا شما که مار به جمعتون راه نمی دین. شما کجا و ما کجا !

-       حسین گفت :

-       - حاج آقا شما سرور مایین . شما بزرگ و معتمد محلین شما امر بفرما  ما در نوکری حاضریم .

-       راکب ماشین نقره ای که حسابی از تعارف و تماجید! حسین و مهدی و علیرضا کیف کرده بود یه نگاهی به من کرد و متوجه شد که من از یه چیزی شاکی ام .

آره ، من شاکی بودم .از دست دوستام شاکی بودم  ولی گذاشتم تا حاج آقا بره تا اعتراض خودمو بهشون اعلام کنم .

-       اون بنده خدا با کوله بار و اندوخته ای از تعریف و تمجید سوار بر ماشین نقره ایش شد و رفت .

-       بلافاصله همون دوستایی که تا دو دقیقه پیش قربون صدقه اون حاج آقامیرفتن دوباره شروع به فحاشی و بد وبیراه نثار اون بابا گفتن ،کردن.

در آخر من هم نتوانستم حرف دلم را پنهان کنم و لب به سخن گشودم و  دوستانم را از این دو رویی بیدار کردم و آنها را متوجه اشتباهشان ساختم.

 

 

حالا شاید متوجه شدین چرا چهره من دَرهم بود.

 

این رذیله فقط خصلت «دوستای من» نیست. متأسفانه طاعونیست که «جامعه ما» را دچار ساخته .

-       سرطانی به نام دورویی و ریا ، زبانبازی و شعار و تظاهر که همگی اولاد دروغند .

-       شما چی میگین ؟

 

 

 

 

 

 

 

این یک داستان یا یک خاطره خیالی بود که حقیقت  جامعه ای است که درآنیم.              

بازديد : 399 بار دسته بندي : گپ اعتقادی من و حرفهای مفت خاطرات نظر دهيد! [ ]


فقر


چرا فقیر هستیم؟ بسیار زیبا و تامل برانگیز!

 

 

 

خوب است که بدانیم ؟
شاید كه عمل كنیم !!!

 


 

تفاوت بارز كشورهای ثروتمند و فقیر، تفاوت قدمت آنها نیست.

برای مثال كشور مصر بیش از 3000 سال تاریخ مكتوب دارد و همچنان فقیر است !

اما كشورهای جدیدی مانند كانادا، نیوزیلند، استرالیا كه 150 سال پیش وضعیت قابل توجهی نداشتند، اكنون كشورهایی توسعه یافته و ثروتمند هستند.

تفاوت كشورهای فقیر و ثروتمند در میزان منابع طبیعی قابل استحصال آنها هم نیست.

مثلا ژاپن.


ژاپن كشوری است كه سرزمین بسیار محدودی دارد كه 80 درصد آن كوههایی است كه مناسب كشاورزی و دامداری نیست اما دومین اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمریكا را دارد. این كشور مانند یك كارخانه پهناور و شناوری میباشد كه مواد خام را از همه جهان وارد كرده و به صورت محصولات پیشرفته صادر میكند.

مثال بعدی سوئیس است.

كشوری كه اصلاً كاكائو در آن به عمل نمیآید اما بهترین شكلاتهای جهان را تولید و صادر میكند. در سرزمین كوچك و سرد سوئیس كه تنها در چهار ماه سال میتوان كشاورزی و دامداری انجام داد، بهترین لبنیات (پنیر) دنیا تولید میشود. سوئیس كشوری است كه به امنیت، نظم و سختكوشی مشهور است و به همین خاطر به گاوصندوق دنیا مشهور شده است (بانكهای سوئیس برای همه شهرت جهانی دارد).

افراد تحصیل کرده ای كه از كشورهای ثروتمند با همتایان خود در كشورهای فقیر برخورد دارند برای ما مشخص میكنند كه سطح هوش و فهم نیز تفاوت قابل توجهی در این میان ندارد.

نژاد و رنگ پوست نیز مهم نیستند. زیرا مهاجرانی كه در كشور خود برچسب تنبلی میگیرند، در كشورهای اروپایی به نیروهای مولد تبدیل میشوند.



پس تفاوت در چیست؟

تفاوت در رفتارهایی است كه در طول سالها فرهنگ و دانش نام گرفته است.

وقتی كه رفتارهای مردم كشورهای پیشرفته و ثروتمند را تحلیل میكنیم، متوجه میشویم كه اكثریت غالب آنها از اصول زیر در زندگی خود پیروی میكنند:

1. اخلاق به عنوان اصل پایه

2. وحدت

3. مسئولیت پذیری

4. احترام به قانون و مقررات

5. احترام به حقوق شهروندان دیگر

6. عشق به كار

7. تحمل سختیها به منظور سرمایه گذاری روی آینده

8. میل به ارائه كارهای برتر و فوق العاده

9. نظم پذیری

اما در كشورهای فقیر، عده قلیلی از مردم از این اصول پیروی میكنند.

 

 

 

ما  فقیر هستیم نه به این خاطر كه منابع طبیعی نداریم یا اینكه طبیعت نسبت به ما بیرحم بوده است.

ما فقیر هستیم برای اینكه رفتارمان چنین سبب شده است.

ما برای آموختن و رعایت اصول فوق كه (توسط كشورهای پیشرفته شناسایی شده است) فاقد اهتمام لازم هستیم.

 

اسلام بر خلاف مذاهب دیگری که توجیه کننده ی فقر را مناسبات زندگی اجتماعی میدانند، بزرگترین آموزش یافته ی مکتبش ابوذر میگوید: "وقتی فقر وارد خانه ای میشود، دین از درب دیگر خارج میشود" و یا پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) که بنیانگذار مکتبی است که همه ما مسلمانان به آن اعتقاد راسخ داریم چه شیوا و ساده بیان فرموده است: "من لا معاش له لا معاد له" کسی که زندگی مادی ندارد زندگی معنوی هم نخواهد داشت. چون؛ شکم خالی هیچ ندارد، جامعه ای که دچار کمبود اقتصادی و مادی است مسلماً کمبود های معنوی بسیاری خواهد داشت و آنچه را که در جامعه های فقیر، آنرا اخلاق و مذهب می نامند، متاسفانه معنویت در آن جایی ندارد.

میخواهم بگویم؛ فقر همه جا سر میكشد ...

فقر ، گرسنگی نیست، عریانی هم نیست ...

فقر ، حتی گاهی زیر شمش های طلا خود را پنهان میكند ...

فقر ، چیزی را "نداشتن" است ؛ ولی آن چیز پول نیست ؛ طلا و غذا هم نیست ...

فقر ، ذهن ها را مبتلا میكند ...

فقر ، اعجوبه ایست که بشكه های نفت را تا ته سر میكشد ...

فقر ، همان گرد و خاكی است كه بر كتابهای فروش نرفته ی یك كتابفروشی می نشیند ...

فقر ، تیغه های برنده ماشین بازیافت است كه روزنامه های برگشتی را خرد میكند ...

فقر ، كتیبه ی سه هزار ساله ای است كه روی آن یادگاری نوشته اند ...

فقر ، پوست موزی است كه از پنجره یك اتومبیل به خیابان انداخته میشود ...

فقر ، همه جا سر میكشد ...

فقر ، شب را "بی غذا" سر كردن نیست ...

فقر ، روز را "بی اندیشه" سر كردن است ...

 

 

 

نکاتی بسیار قابل تامل درباره فقر

 


فقر اینه که ۲ تا النگو توی دستت باشه و ۲ تا دندون خراب توی دهنت؛

فقر اینه که روژ لبت زودتر از نخ دندونت تموم بشه؛

فقر اینه که فاصله لباس خریدن هات از فاصله مسواک خریدن هات کمتر باشه؛

فقر اینه که توی خیابون آشغال بریزی و از تمیزی خیابونهای اروپا تعریف کنی؛

فقر اینه که به زنت بگی کار نکن و تنها دلیلت این باشه که ما احتیاج مالی نداریم؛

فقر اینه که شامی که امشب جلوی مهمونت میذاری از شام دیشب و فردا شب افراد خانواده ات بهتر باشه؛

فقر اینه که بچه ات تا حالا یک هتل ۵ ستاره رو تجربه نکرده باشه و تو فکر می کنی که حتی دور و بر خط فقر هم نیستی؛

فقر اینه که ماجرای عروس فخری خانوم و زن صیغه ای پسر وسطیش رو از حفظ باشی اما ماجرای مبارزات  رو ندونی؛

فقر اینه که از  مولوی  چیزی جز اسم ندونی اما ماجراهای آنجلینا جولی و براد پیت و سیر تحولی بریتنی اسپرز رو پیگیری کنی؛

فقر اینه که سفرهای خارج از کشورت خلاصه بشه به رفتن به خونه فک و فامیلهای ساکن در اونور آب؛

فقر اینه که وقتی با زنت می ری بیرون مدام بهش گوشزد کنی که موها و گردنشو بپوشونه، اما وقتی تنها میری بیرون جلو پای زن یکی دیگه ترمز بزنی و بهش نظر داشته باشی؛

فقر اینه که وقتی کسی ازت میپرسه در ۳ ماه اخیر چند تا کتاب خوندی برای پاسخ دادن نیازی به شمارش نداشته باشی؛

فقر اینه که ۶ بار مکه رفته باشی و هنوز ونیز و برج ایفل رو ندیده باشی؛

فقر اینه که کلی پول بدی و یک عینک دیور تقلبی بخری اما فلان کتاب معروف رو نمی خری تا فایل پی دی اف ش رو مجانی گیر بیاری؛

فقر اینه که حاجی بازاری باشی و پولت از پارو بالا بره اما کفشهات واکس نداشته باشه و بوی عرق زیر بغلت حجره ات رو برداشته باشه؛

فقر اینه که ۱۵ میلیون پول مبلمان بدی اما غیر از ترکیه و دوبی هیچ کشور خارجی رو ندیده باشی؛

فقر اینه که ماشین ۴۰ میلیونی سوار بشی و خودت رو ملزم به رعایت قوانین رانندگی ندونی؛

فقر اینه که بری تو خیابون و شعار بدی که دموکراسی می خوای، تو خونه بچه ات جرات نکنه از ترست بهت بگه که بر حسب اتفاق قاب عکس مورد علاقه ات رو شکسته؛

فقر اینه که ورزش نکنی و به جاش برای تناسب اندام از غذا نخوردن و جراحی زیبایی و دارو کمک بگیری؛

فقر اینه که تولستوی و داستایوفسکی  برات چیزی بیش از یک اسم نباشند اما تلویزیون خونه ات صبح تا شب روشن باشه؛

فقر اینه که وقتی ازت بپرسن سرگرمی و علاقه مندیهای تو چی هستند بعد از یک مکث طولانی بگی موزیک و تلویزیون؛

فقر اینه که در اوقات فراغتت به جای سوزاندن چربی های بدنت بنزین بسوزانی؛

فقر اینه که کتابخانه خونه ات کوچکتر از یخچالت(یخچال هایت) باشه؛

فقر اینه که دم دکه روزنامه فروشی بایستی و همونطور سر پا صفحه اول همه روزنامه ها رو بخونی و بعد یک نخ سیگار بخری و راهتو بگیری و بری؛

فقر اینه که با کامپیوتر کاری جز ایمیل چک کردن و چت کردن و موزیک گوش دادن نداشته باشی؛

و بقولی؛ فقـــر بزرگترین آلاینده است، آلاینده ای که تنها با دریافت حقوق ناچیز آخر هر ماه آلودگی و اثرات مخرب آن از بین نمی رود !


بازديد : 297 بار دسته بندي : مقالات اعتقادی گپ اعتقادی روایات و حکایات نظر دهيد! [ ]


پيوند ها پيوند ها'

تبادل لينک تبادل لينک تبادل لينک تبادل لينک

  • تعمیرات پرینتر جوهر افشان

    عکس خنده دار|عکس عاشقانه|عکس فیسبوکی

    گیفت کارت ارزان استیم

    محصولات سالم و طبيعي

    هيتر کارگاهي صبا هواساز

    فرش ماشینی 1200 شانه

    دانلود فیلم ایرانی

    انجام پایان نامه مدیریت

    پایان نامه مدیریت

    مدل مانتو

    گيفت کارت پلی استيشن

    انجام پايان نامه ارشد

    خريد vps

    خريد فيلتر شکن

    کاریابی همدان

    چاپ کاتالوگ و بروشور

    خرید جم کلش رویال

    تور دبی

    دانلود آهنگ

    سرور مجازی

    آگهی تدریس خصوصی

    اس ام اس عاشقانه

    تصفیه آب معصومی

    تدریس خصوصی ریاضی

    خرنوب

    لباس زیر زنانه

    استخدام در تهران

    لوازم جانبی موبایل

    دیزل ژنراتور

    دانلود آهنگ جدید

    دانلود سریال شهرزاد

    سایت سرگرمی نالیچه

    جوک جدید

    دانلود آهنگ جدید

    درمان آسان

    دانلود آهنگ جدید

    طرح توجیهی

    فروشگاه اینترنتی سی دی و دی وی دی

    داربست

    تشریفات

    املاک شیراز

    نرم افزار حسابداری برای رستوران

    نرم افزار فست فود

    نرم افزار رستوران

    مدل مانتو زنانه

    مانتو بارداری

    نــــــَــچ ، تولید کننده محصولات پلیمری،پلی استر،پلی یورتان،گچی و ستگ مصنوعی












  • بک لينک بک لينک